فرزند و عیال وخانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند
نویسنده:خانوم جون که شوهرش رو خیلی دوست داره
فرزند و عیال وخانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانه ی تو هر دو جهان را چه کند
نویسنده:خانوم جون که شوهرش رو خیلی دوست داره
من چرا می شکنم؟
من چرا می گریم؟
نیست خورشید امیدی که دهد دلداری
دل یخ بسته و مظلوم مرا
دل من گریه نکن
اشک هایت گهر است
دزد نامرد جفا می قاپد
گهر و لعل بلورینت را
من که معصوم تر از بلبل شیدا هستم
من که دردانه و ریحانه ی بابا هستم
من چرا گریه کنم؟
بهر یک لحظه نگاهم خورشید
سر و پا می شکند
من چرا عشق بورزم؟
من چرا باید در مصدر عشق
نقش فاعل را بازی بکنم؟
من برازنده ی یک حجله بی همتایم
حجله روضه رضوان و درخت طوبی
دل من گریه نکن
گوش این مردم بی عاطفه انگار کر است
و به قول سهراب
((و کسی نیست که در بیشه عشق قهرمانان را بیدار کند))
دل من اشک ندارد اثری
دل سنگین جفاکاران را
اینقدر اشک نریز
اشک هایت حیف است
گل لبخند بکار
روی رخسار و لبانم دل من
با من از عشق بگو
نه از آن شهوت بدسیرت زشت
دل من عاشق باش
لیک جز عشق خدا را مطلب
نویسنده : خانوم جون
راستی شوهر جونم دوستت دارم![]()
چگونه شد که نگاهت مرا مسخر کرد
منی که سرکش وشهزاد ناز ها بودم
شدم اسیر کلام قشنگ و زیبایت
منی که خالی از عشق و نیازها بودم
تو همچوپیچک عشقی شدی و من صنمت
به دور غنچه ی دل شادمانه پیچیدی
محبت تو به قلبم فتاد و ریشه گرفت
مرا به مخمل گل عاشقانه پیچیدی
تو تک ستاره ی عشقم عزیز و دلدارم
گریختن ز تو را من محال میبینم
اگر که با تو بمانم اگر که مست شوم
حقیر گشتن خود را جلال میبینم
چو شمع دردل من آتشی فروزانست
به سر نگر که شعله های عشق دریابی
دراین سخن غرضی عاشقانه پنهان است
اگر که دست رسی نکته را گهر یابی
اگر گهر منم و گوهری تویی ای یار
عجب ازاین کشش عاشقانه ی ما نیست
به چشم بیدل مجنون جهان فقط لیلی
چو هست عشق تو دیگر شکوه دریا نیست
تو آمدی و مرا از خودم رهانیدی
ز بی نهایت عشق تو مست مست شدم
چو عشق شد متولد غرور جان درداد
به اوج قله ی عشق آمدم و پست شدم
چو ماه وشمع شبم که سخت میسوزم
ببین تو کاهش و ذوب تن وروانم را
که هرسه مان ز فراق سپیده مینالیم
بیا و پیر وفا شو دل جوانم را
ای آفتاب برین بر چراغ شب نظری
بیار وبر افق قلب من درخشان شو
چو رقص نور رخ ماهتاب بر برکه
به چشم های تر من ستاره افشان شو
ای آسمان دل عاشقان شب بیدار
تو آمدی به دل من نهال عشق آمد
سکوت بی تو برایم خدای محنت شد
تو آمدی و حقارت کمال عشق آمد
پدر گلم روزت مبارک دستای مهربونت رو میبوسم الهی هر دو تون همیشه سلامت و خوشحال و شاداب باشین و در پناه حق خوشوقت و سعادتمند باشید![]()
![]()
نسيم را با خط كش مي سنجند و غنچه ها را در كفه هاي ترازو مي ريزند سلامشان بوي عدد مي دهد و بدرودشان شمارش معكوس است لبخندها را در دل به طلا تبديل مي كنند و عرض تبسم را به عمد ، طول مي دهند صرفه جويانه سر مي زنند و حال تو را از حساب هاي جاري مي پرسند صرافان بي مغازه همه جا مي گردند و مدام تو را در احتمال هاي طلايي ضرب مي كنند ماشين هاي حساب ، بي حساب مي چرخند و تنها عمل اصلي شان – در عين پريشاني – جمع الجمع است !
نویسنده : حاج آقا
محمد جان ببین این آداما برات کلی دعا کردن .همسر نازنینم دیگه تنهام نذار . دیگه ......
دوستت دارم
بدتر از همه نمیدونم مشکلش چیه و خودش هم هیچ چیزی بهم نمیگه.
حالا تنها چاره ی من دعا کردنه .البته از اول تنها چاره ام این بود
این یه ابتلا و آزمایشه دعا کنید همه ی مریضها شفا یدا کنند همسرمن هم بین اونها .
دلتون به حال این عروس دو ماهه بسوزه وبراش دعا کنید التماس دعا دارم.
ولی چه میشه کرد .درد من که بزرگتر از غم ابا عبدالله نیست .
وقتی توی اون جنگ نابرابر سراز بدنش جدا کردند وقتی از گلوی اصغرش خون فواره میزد .وقتی اکبر و بقیه ی جوونای رشید بنی هاشم رو یکی یکی پرپر کردند . وقتی به جای آب جلوی رقیه سر بریده باباشو گذاشتند .
چی بگم مصیبت من که بزرگتر از این مصیبت نیست.خودم و همسرم فدای اهل بیت .سختی ما که چلوی بلاهای دشت بلا چیزی نیست .فکر نکنید به این راحتی نوشتم همسرم فداشو .کلی باخودم کشمکش داشتم تا اینو بنویسم .آخه من بعد خدا جز همسرم کی رو دارم .دلگرمی من امید من هستی من واسه زندگی اونه. دنیا رو بدون محمد نمیخوام.
خدایا تو رو قسم به عزت و جلال و جبروتت همسرم رو سلامت به آ؛وش من برگردون
همه ی مریض ها رو شفا بده .
خدای من تنها امید من تویی . کمکم کن .
شما هم برامون دعا کنید.
الحمدلله.
من از محبت عزیز به خاطر مطلب زیباش متشکرم دوستان عزیزم رو دعوت میکنم که از وبلاگ محبت که با عنوان خواهر دینی من(محبت) لینک شده دیدن کنند.
و اما عشق واژه ای بینهایت آشنا برای آنها که با تلاوت چندین کلام آسمانی برای همسفرانشان حلال شدند .
ترازویی برای تشخیص حق از باطل و برای آرامش قلبهای مردان وزنان .
وسیله ای برای پی بردن به قدرت بی منتهای الهی .
کی میتونه باور کنه انسانی که یه روز از خاک بوجود اومد بتونه این همه پتانسیل و ظرفیت داشته باشه .
تازه این اولشه احساسهایی و تجربیاتی هست که من حقیر از درک اونها عاجزم .یعنی خودم با کوله بار سنگین گناه از خودم سلب توفیق کردم و غیبت نامعلوم همسرم شاید وسیله ای برای تذهیب نفس و توجه به سر منشا هستی باشه .
اون مهربونی که همیشه با ما ودر کنار ماست و ما ازش غافلیم .
شاید چشمهای من هم مثل چشمان یعقوب از شدت اشکهایی که میریزم نابینا بشه ولی فقط اینو میدونم که عاشق همسرم هستم .
مادرم قبل ازدواج همیشه بهم میگفت دخترمن دوست داشتن قبل از ازدواج یه چیزه و عشق و انس و دلبستگی بعد از ادواج یه چیز و هرگز کسی که ازدواج نکرده به این شیرینی و لذت و حلاوت دست پیدا نمیکنه وخدا اون خدای مهربونی که مارو به ورطه ابتلائ میکشونه تا متوجه خودش کنه و به یاد مابندازه که چقدر مهربونه و اگه خواست واراده ی اون نبود ما هیچ کدوم از این نعمتها رو نداشتیم .
مثل عسل میمونه که یه نفر واسه اولین بار مزه مزه کنه بعد یهو صاحابش بیاد بگه نه دیگه بسه .میخوری تموم میشه .مگه جز اینه که صاحب همه ی هستی ما خداست .
حالا خدا داره برای من ناز میکنه .قسم به خودش نازشو میکشم ولی سخته این دو سه روز به اندازه یه دو سه قرن برام طول کشید نمیدونم ازین جا به بعدشو چیکارباید بکنم این روزها تنها وجودی که میتونه منو آروم کنه وجود پاک و مطهر قرآنه .
فقط با خوندن اونه که به آرامش می رسم .
عزیزان ماه رجبه . میگن هر کی این سه ماه رجب شعبان و رمضان رو به تهذیب نفس و عبادت خدا بپردازه برای کل اون کفایت میکنه .دعا کنید هم برای ما وهم برای خودتون .ما به دعای شما محتاجیم . والتماس میکنیم که از حضرت حق برامون طلب آمرزش و مغفرت کنید و دعا کنید که همه ی مسافرا
همه ی اونایی که گرفتار غربت هستند ٬ به خونهاشون برگردند
همه ی اونایی که دردی توی سینه دارند٬با لطف و مرحمت خدا از غم وغصه رهایی پیدا کنند
همه ی اونایی که چشم امیدشون به دستهای مهربون خداست حاجت روا بشند .
برای من وهمسرم دعا کنید .
خدا کس بی کسونه
خدا خوب و مهربونه
خدا عاقبت یه روز تو عزیزمو به من میرسونه
ای آنکه گره هر سختی بدست او گشوده شود و ای آنکه تندی سختیها بدست او میشکند٬ ای آنکه راه بیرون شدن از تنگی و رفتن به سوی آسایش از او خواسته شود.
دشواریها به لطف تو آسان گردد و اسباب هر کاری به لطف تو سبب شوند وقضا به قدرتت جریان گیرد وهمه چیز به اراده ی تو روان شود
.تنها به خواست تو بی آنکه فرمان دهی همه چیز فرمان بردد و هر چیز محض اراده ات بی آنکه نهی کنی از کار باز ایستد.
در تمام دشواری ها تورا میخوانند و در گرفتاری هابه تو پناه می آورند٬
غیر از بلایی که تو دفع کنی بلایی دور نشود و غیر از آن گرفتاری که تو بر طرف کنی هیچ گرفتاری برطرف نشود.
الهی !
بلایی بر من فرو آمده که سختی و سنگینی آن مرا درهم شکسته و گرفتاریهایی بر من رو آورده که تحملش مرا درمانده ساخته است.
و آن را تو ار باب قدرتت بر من وارد کرده ای وبه اقتدارخود متوجه من نموده ای .
پس چیزی را که تو آورده ای کسی نبرد وآنچه تو فرستاده ای دیگری بازنگرداند و بسته ی تو را کسی نگشاید و چیزی را که تو بگشایی دیگری نبندد و آنچه را تو دشوار نموده ای کسی آسان نکند و آن را که تو ذلیل کرده ای یاوری نباشد.
پس بر محمد و آلش درود فرست و به رحمتت ـالهاـدر آسایش را به رویم باز کن وبه قدرتت سلطنت غم را در زندگیم درهم بشکن و به من در موردی که از آن شکوه دارم با دیده ی عنایت و احسانت بنگر وبه من در مورد درخواستم شیرینی اجابت را بچشان و از سو ی خودت رحمت و گشایش دلخواه نصیبم فرما
وبرایم نجات و خلاصی سریع از گرفتاریها مقرر کن ومرا به خاطر غم واندوه ازرعایت واجبات وبه کار بستن مستحبات خود باز مدار.
پس ای پروردگار! به خاطر آنچه به من رسیده بی تاب و توان شده ام و به خاطر آنچه در زندگیم رخ داده پر اندوه گشته ام و تو به رفع گرفتاریهایم و رفع آنچه در آن در افتاده ام توانایی٬
پس آن گرفتاری را از من دور کن گرچه از جانب تو شایسته ی آن نیستم ای صاحب عرش عظیم.
برحمتک یا ارحم الراحمین
اللهم صلٌ علی محمد وآل محمد
دوستان برای همسرم دعا کنید .کنید که زود زود به آغوش من خانواده اش برگرده این یه التماس برای دعا از جانب یه خانوم نگران و منتظره .شاید دعای شما عزیزان مثمر ثمر باشه .برای سلامتیش هم دعا کنید.
همسرم نازنینم زود برگرد خونه