تبليغاتX
برای همسر عزیزم
باتو از پنجره ای حرف میزنم

که دلش به وسعت تنهاییه

گریه کرده شب تو قاب کهنه اش

اون اسیر غربت تنهاییه

روی دیوار اتاقم پرگرده

جای خالیت دلمو دیوونه کرده

مثل یک تابلوی خوب نقاشی

عکس تو هنوز تو اتاقمه

پیرهن سیاه بپوش که بعداز این غم مردن بیتو در سراغمه

روی دیوار اتاقم پرگرده

جای خالیت دلمو دیوونه کرده

وقتی رو درختا بارون میگیره

خاطرت پیش چشام جون میگیره

گلای پرده دیگه رنگ ندارن

لبای من جز غم آهنگ ندارن

وقتی از همهمه کوچه خالیه

شبمو من با کی قسمت بکنم

توبی من تنها و من بیتو غریب

با کدوم ستاره صحبت بکنم

باکدوم ستاره

روی دیوار اتاقم پرگرده

جای خالیت دلمو دیوونه کرده

من ازامام زمان چیزی نمیدونم و نمیشناسمش فقط اینو امروز فهمیدم که خیلی غریبه

وغریب ترازون  کسی که منتظر واقعیشه

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم عجل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده توسط من و همسرم در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 9:6 |
سلام امروز همسرم محمد به یه جای دور پر کشید خیلی ناراحت بود.میخواست با خودش تنها باشه من هم علی رغم میل باطنیم بهش اجازه دادم .چون چاره ای نداشتم . نتونستم منصرفش کنم از رفتن.بهم گفت: دوستت دارم .....نه دوستت ندارم عاشقتم   .گفت که میخواد چند وقت از همه چیز و همه کس دور باشه وحالا من کسی که تا حالا حتی یه روز هم ازش دور نبودم نمیدونم تا کی باید دوریشو تحمل کنم . عزیزان دعا کنید . من   همسرم رو میخوام.

این شعرو تقدیم میکنم به ساحت پاک حضرت حق وازش میخوام که محمدم برگرده:

هر چه میخواهی بگیر از من خدا

آسمان را آب را خورشید را

خنده را آواز را امید را

هر چی میخواهی بگیر از من خدا

لیک عشق پاک را از من نگیر

بسترم خاک است و سقفم آسمان

ای خدا این خاک را از من نگیر

دیدگانم خیس و قلبم در تپش

میکنم هر شب به درگاهت دعا

مهربانم را مگیر از من خدا

ای خدا چون غنچه ای پرپر شدم

من جدا از باده و ساغر شدم

شرمگین از روی آن دلبر شدم

هر چه میخواهی بگیر از من خدا

لیک مستان عاشق دلبسته را

خانه را هر شب چراغان میکنم

کوچه ها را نور افشان میکنم

چادر لبخند بر سر میکنم

تکیه بر دیوار و بر در میکنم

تا بیاید عاشق و دلدار من

گر نیاید خاک بر سر میکنم

...................................

قلبهای مردمان یخ بسته است

غنچه ی نازک دلت دلخسته است

چشمها را بر سیاهی بسته است

بینمان یک نیل قامت بسته است

سرزمین عشق من٬ موسی بیا

آب را بشکاف و از محمل در آ

دیدگانم فرش و جای پای توست

اشک من سرچشمه دریای توست

هرچه میخواهی بگیر از من خدا

لیک مستان همسر پاک مرا

 

آره .زندگی همیشه روی یه پاشنه نمیچرخه .پستی و بلندی داره .افتادن و زمین خوردن داره ولی مهم اینه که آدم وقتی زمین میخوره یه یا علی بگه و بلند شه .برای غنچه ی گل سرخم دعا کنید که

غم ها و اضطراب پرپرش نکنه.

چشمام شده یه کاسه خون ولی چه میشه کرد تحمل میکنم فقط به عشق دیدار دوباره همسرم. دعا کنید دوستان

دعا کنید.اللهم اسئلک و ندعوک باسمک العزیز العظم .العز العجل الکرم...............

اعتمد بک یا الله

+ نوشته شده توسط من و همسرم در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 8:42 |
بعضی روزا دلم آروم نمیشه

آخه این بغضا که بارون نمیشه

دوست دارم داد بزنم اما صدام در نمی آد 

چرا روزای غمم سر نمیاد

شبا ماه چهرشو پنهون میکنه

گیساشو تو ابرا زندون میکنه

شبا شب نیست دیگه زندون غمه

دلکم نق میزنه نق میزنه

میشینم گوشه ی این پنجره ی شیشه ای و چشامو به راه دوری میدوزم

میشینه روی لبام آهی و آروم میسوزم

میذارم سر روی شونه های دیوار گیسامو وا میکنم

گریه رو تو چشم آسمونا رسوا میکنم

عمو غرغر میرسه از راه و غرغر میکنه

دست مریما رو از اشک خدا پر میکنه

بغض آسمون شکسته داره بارون میزنه

میپیچه عطر نفس های خدا تو کوچه ها

کوچه ی خاکی قلبم پره از عطر خدا

داره بارون میزنه آخ داره بارون میزنه

دل من اما هنوز غصه داره

غصه هاش قصه داره

قصه ی دختر تنهایی که دیوار یارشه

پنجره مونس شبهای سیاه و تارشه

غروبا سر روی شونه های دیوار میذاره

با نفس هاش روی شیشه گل شبنم میکاره

طفلکی با هر نگاش به کوچه آهی میکشه

با لباش رو شیشه نقش تنگ و ماهی میکشه

ماهی هاش بغض میکنن رو شیشه شبنم میکارن

هر قلوپ میگن خدا ٬ جز خدا یاری ندارن

پیچ کوچه سرشو پایین پایین میگیره

آخه داره از خجالت می میره

نگاه دختره یک دنیا غمه

انگاری تو زندگیش چیزی کمه

نگاهش میخواد کمه ازپیچ کوچه شبز بشه

ای خدا دختره رو به عهد پاکش برسون

قصه ی من همینه چیزی از اون کس نمیگم

هر کی هر جور که میخواد فکر بکنه

من هنوز منتظرم

خودشم خوب میدونه

که اگه نباشه پیشم انگاری چیزی کمه

تقدیم به دردانه ی وجودم

                             نویسنده :خانوم جون

+ نوشته شده توسط من و همسرم در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 12:30 |
غزاله جون خواهر شوهر گلم تولدت مبارک .ایشاالله صد سال به این سال ها همیشه زنده باشی و زود شوهر که کنی که ما از دست نق زدن هات راحت بشیمکه البته فکر کنم به این زودیها به این آرزوم نمیرسم.

البته عرض کنم خدمت دوستان عزیز که تولد خواهر شوهرم ۱۷تیر بود ولی چون باهاش تا این لحظه لج بودم الان بهش میگم تولدت مبارک.

راستی ۲ماه دیگه تولد حاجیمونه به نظرتون چی کار کنم براش؟

من نمیدونم چیکار باید بکنم چون این اولین سالگرد تولدش هست که منم تو زندگیش حضور دارم از نظرات دوستان استقبال میشود

نویسنده :خانوم جون

+ نوشته شده توسط من و همسرم در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386 و ساعت 12:48 |

موج مسافر من،

 

آبی ترین واژه ها را از بیکرانه های چشمان یک عاشق دلخسته ربودم و قلبم را در نبودت  به سلابه کشیدم تا صلیب بداند که درد را برای با تو بودن به جان خریده ام .

 

نازنینم تورا میخواهم وتورا میجیویم.

 

به خواهش این قلب بی قرار آری بگو و بامن همسفر شو تا در جاده پر پیچ و خم زندگیتو تنها مرا داشته باشی ومن تنها تورا .

 

همسفر ای مرحم درد فراق و ای محرم شبهای بی کسی تو را از جان و دل می پرستم و حقیقت را سپاسگذارم  به خاطر تو و عشق پاکت که بر وجود ناچیز من ارزانی داشت و آرزو دارم که برعشق تو لایق شوم تا دستهایم سر انگشت دستهایت را تسبیح گویند و بر اعجاز عشق سجده کنند

و بر ابهت حقیقت نماز وحشت بخوانند

 

 آری نازنین

 

 عاشقانه تو را میجویم و از دوری تو

 

 با شمشیر نگاه معصومانه ی یک پری در هجوم آینه ها بر خود میشورم تا در برق نگاه آینه لبخند تو را به نظاره بنشینم.

 

 

دوستت دارم همسرم محمد .

 

 

                                نویسنده خانوم جون

+ نوشته شده توسط من و همسرم در چهارشنبه بیستم تیر 1386 و ساعت 8:53 |
همسر عزیزم

و چه آغاز دل انگیزی 

                        آن زمان که به تو پیوستم

وهمان پیوستگی  

                     معنی زندگیم شد

وچه زیبا دیدم

                   که به تو محتاجم

   دوستت دارم نویسنده:خانوم جون

+ نوشته شده توسط من و همسرم در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 16:58 |
باز دوباره دلم بی قراره

به جز گریه کردن که کاری نداره

عزیز دلم رفته و برنگشته

دلم بی کسه تکیه گاهی نداره

عزیزم بیا خسته ام از غریبی

دلم کنج غربت پناهی نداره

مرا آرزوی تو باشد همیشه

جهان بی تو هرگز صفایی نداره

دلم تنگه مولا ٬ دلم تنگه مولا

دلم جز صبوری که راهی نداره

برای دل خسته ام مرحمی تو

دلم جز تو خورشید و ماهی نداره

اگر عشق تو جرمه و بس گناهه

دلم جز محبت گناهی نداره

 

 

+ نوشته شده توسط من و همسرم در شنبه شانزدهم تیر 1386 و ساعت 16:53 |
حضرت علی(ع):جهاد زن ٬خوب شوهرداری کردن است.

پیامبر اکرم(ص): بهترین مردان شما کسی است که برای زنان و دخترانش بهتر باشد.

حضرت علی(ع): بیماری فرزند  کفاره گناه پدر و مادر است.

امام صادق(ع): هیچ کس را موهبتی بالاتر از همسری که دیدارش مسرت بخشد وسوگند شوهر را عمل نماید و در غیاب حیثیت او رامحفوظ دارد ٬ نداده اند.

حضرت علی (ع): چون بشارت دختر به پیامبر می دادند میفرمود:ریحانه ای (گیاهی خوشبو) است٬ خداغیش روزی می دهدرزقش با خداست.

امیر المومنین:مهر ها را سنگین نکنید که مایه ی دشمنی خواهد بود.(مثلا میشه متل مهر من ۱۱۰ تا باشه).

امام صادق (ع):کوبنده ترین دشمن مومن همسر بد رفتار است و خداوند به این وسیله او را می آزماید.

امام صادق(ع):پلید ترین گناه قتل نفس و خودداری از پرداخت مهر زن واجرت مزدور است..

حضرت علی(ع): یاد خداوند مجب روشنی سینه ها و آرامش دلهاست.

امام صادق (ع):کم خرجی و آسان زایی از برکات زن است و سنگینی هزینه و دشوار زایی از شومی اوست.

پیامبر اکرم:خداوند هر کسی را ممکن است بیامرزد مگر آن کسی که مهر زن را انکار کند.

پیامبر اکرم:هیچ کس بعد از ایمان غنیمتی بالاتر از همسر موافق به دست نیاورده است.

پیامبر اکرم:هر کس زن و شوهری را از هم جدا کند٬ در دنیا و آخرت گرفتار لعنت و غضب خدا میشود.و

پیامبر اکرم:بهترین زنان امت من کسی است که زیباییش بیشتر ومهرش کمتر باشد.

امام صادق(ع): دختر حسنه است وپسر نعمتـحسنه ثواب دارد و نعمت حساب.

پیامبر اکم:کسی که دو یا سه دختر را سرپرستی کند در بهشت همنشین من است.

پیامبر اکرم:زن بگیرید تا رزق شما وسیع گردد.

حضرت علی(ع): زنها در دست شما امانتند بر آنهاذ سخت نگیرید و بلا تکلیفشان نگذارید.

حضرت علی(ع): مبادا همسرت به واسطه ی تو بد بخت ترین مردم باشد.

رسول اکرم: تعجب میکنم از آن که همسرش را بی جا میزند با اینکه خود به این کتک سزاوارتر است.

پیامبر اکرم:بدترین افراد امت من عذب ها هستند.

امام صادق:دست دادن مرد با زن هر چند سالخورده باشد ناپسند است.

مولا علی: زن دسته ی ریحان است نه کشتی گیر میدان.

حضرت زهرا(س): از تو میخواهم درهم و دینار مهریه من قرار ندهی بلکه از خدا بخواهی تا مهریه من شفاعت کردن گنهکاران امت تو باشد.

حضرت زهرا (س): آنگاه که در روز قیامت برانگیخته شوم از گنهکاران امت پیامبر اسلام شفاعت خواهم کرد.

 

همسر عزیزم حاج آقا جونم خیلی دوستت دارم و دلم میخواد همیشه گل خنده رو لبات بشینه حالا به خاطر دل منم که شده لبخد بزن.

 

 

نویسنده: خانوم جون

+ نوشته شده توسط من و همسرم در جمعه پانزدهم تیر 1386 و ساعت 12:28 |
 

 با زبانی ساده و با قلبی پر از عشق می گویم :

 همسر عزیزم روزت مبارک

نویسنده : شوهر جون

+ نوشته شده توسط من و همسرم در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 20:37 |
زندگی سرشار از غم ها و شادیهاست .لبریز از اشکها و لبخند هاست و همیشه بر یک منوال نیست .وقتی آدم وارد میدان زندگی میشه اینا رو میفهمه .وقتی مشکلات مثل یه کوه بلند مثل دربند جلو ی آدم سبز میشه .وقتی پاهای آدم تو سربالایی های ناجور و سرازیری های پر شیب می لغزه و تا نزدیکی پرتگاه ناامیدی لیز میخوره.وقتی دستهای مهربون من برای تسلی دادن همسرم ناچیز میشه . وقتی فکر لغزش ها راه عشق و عاطفه رو میبنده وقتی خانوم جون و آقا جون  واسه نفس کشیدن کم میارن تنها یه چیز به آدم قدرت تحمل می بخشه          ایمان    

خیلی خوبه وقتی آدم بی حال و بی رمق میشه این بیت حافظ رو با خودش تکرار کنه

ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند        چون ترا نوح است کشتی بان ز طوفان غم مخور

چرخ گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت           دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور   

من تازه عروسم و تازه دارم تجربه کسب میکنم .شوهر جونم من دیروز یه موضوعی رو فهمیدم و میخوام نتیجه ی این جریان رو در اختیارت بذارم.

زندگی یعنی زندگی مشترک مثل یه دانش آموز بی استعداده که یه کم هم ریاضیات بلد نیست و با ده بیست سی چهل امتحان ریاضیشو پاس میکنه.من دیروز فهمیدم که دو دو تا به احتمال۵۰٪ نمیشه چهارتا.چون احتمال پنچری چرخهای برنامه ریزی خیلی زیاده و اینرو هم فهمیدم که شیشه هر قدر بیشتر بشکنه تیز تر میشه و هر قدر بیشتر ببازه به پیروزی نزدیک تر میشه و هر قدر بیشتر واسه ی خودسازیش تلاش کرده باشه غدتر میشه. من دیروز تو شهر خودم برای اولین بارغربت رو لمس کردم از عمق وجودم.

راستی ببخشید که پریروز از اصلاح صورتت تعریف نکردم .خیلی ماه شده بودی بابا آبنبات. این پست رو از خونه پدریم برات آپ میکنم و این در حالیه که دلم برای اتاق خودمون تنگ شده ودلم میخواد هر چه زود تر برگردم خونه ی خودم .اینجا خیلی غریبم همسرم عزیزم محمد .مهربونم.

و در انتها قسمت اخلاقی این پست

به خدا نگو مشکلات بزرگی دارم  به مشکلات بگو خدای بزرگی دارم

نویسنده:خانوم جون

 

+ نوشته شده توسط من و همسرم در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386 و ساعت 11:26 |
 

بنام او . . .

فقط می تونم بگم :

 نویسنده : شوهر جون

 

+ نوشته شده توسط من و همسرم در چهارشنبه ششم تیر 1386 و ساعت 21:14 |
در نتهای بغض نو شکفته ام زلال اشکها جوانه بسته است

بهانه سرودنم فقط تویی

بهار غم به سینه ام نشسته است

بیا ز غصه ها ترانه نشنویم و دل به قصه ی سکوت نسریم

که این ردا ز دست غصه رسته است

به تنگنای حسرت شکوفه ها

به کوچه سار آشنای زندگی قسم که من پر از ترانه ی توام

همان ترانه ی قشنگ سادگی

ای آرزوی خسته در دل بهار بیا که از نبودن تو خسته ام

بیا بیا بیا که دلشکسته ام

ای آشنای قلب من توان بودنم تویی

امید خواندنم تویی

غم سرودنم تویی

تویی که جاده ی صلابتت سکوت غنچه هاست

و انتظار کوچه ها

به رنگ صبح بی رمق عفاف عشق میدمد

بمان برای این دل شکسته ام

تقدیم به همسر عزیزم محمد

+ نوشته شده توسط من و همسرم در چهارشنبه ششم تیر 1386 و ساعت 8:13 |
JavaScript Codes